• RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube
     در آستانه عید غدیر 1342 ه.ق (1390ه.ش) معاون مرکز امور طلاب و خانواده‌های جامعةالمصطفی العالمیه از برگزاری همایش بزرگ غدیر شناسی در هامبورگ و لندن در آینده نزدیک خبر داد.

به گزارش  رسا، حجت‌الاسلام داود زارع معاون مرکز امور طلاب و خانواده‌های جامعةالمصطفی العالمیه، امروز در جمع خبرنگاران قمی به اهمیت و بزرگداشت روز غدیر خم اشاره کرد و اظهار داشت: از اهداف بلند مدت ستاد غدیر جامعه العلوم، ولایت مداری در مقام معرفت ائمه اطهار(ع) و معرفی و برجسته کردن حادثه غدیر در سراسر عالم به واسطه طلاب جامعه المصطفی و خانواده آنهاست.

وی حوادث عاشورا و زنده ماندن نام اسلام را برگرفته از مسئله غدیر خم و ولایت حضرت علی(ع) عنوان کرد و ابراز داشت: اساس دین و موجودیت ما از غدیر است، با تکریم و تقویت این روز بزرگ تاریخ اسلام و تشیع و ترویج محتوایی آن می توانیم فرهنگ غدیر را به سراسر عالم برسانیم.

حجت‌الاسلام زارع با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) مبنی بر اینکه «بهترین روزها نزد من روز غدیر است» بر بزرگداشت و اهمیت این روز تاکید کرد و افزود: با توجه به جمعیت 20 هزار نفری خانواده های طلاب خارجی که مخاطبان معاونت امور خانواده جامعه العلوم هستند اهمیت ویژه ای به برنامه های ارائه شده و در دست اقدام برای آنها قائل شده ایم.

وی حضور طلاب خارجی در جامعه المصطفی را شبیه تجمع روز غدیر عنوان کرد و افزود: در آن واقعه بزرگ، کشورها و نژادهای مختلفی برای حج آمده بودند و پیامبر اکرم(ص) در چنین شرایطی رسالت خود را به گوش جهانیان رساند، و هدف ما با توجه به اینکه نمایندگان صد کشور را گرد هم آورده ایم این است که پیام غدیر را که ولایت و وصایت امیرمومنان(ع) است به سرتاسر عالم برسانیم.

معاون امور خانواده جامعه العلوم در ادامه به تشریح فعالیت های این ستاد در دهه ولایت پرداخت و خاطرنشان کرد: برگزاری جشنواره نقاشی، سرود و تواشیح با موضوع غدیر ویژه فرزندان طلاب جامعه المصطفی، همچنین برگزاری جشن ها و برنامه های متنوع در مراکز آموزشی و مجتمع های مسکونی از اقدمات این ستاد در دهه ولایت است.

وی افزود: المپیاد فرهنگی ـ ورزشی در سطح جامعه المصطفی با رویکرد و محوریت غدیر و در شب عید غدیر جشن بزرگی را با حضور هزار و پانصد نفر در حسینیه قدس جامعه العلوم برگزار خواهیم کرد.

حجت الاسلام زارع، برگزاری نشست ها و جلسات پرسش و پاسخ در راستای شبهه زدایی طلاب جامعه المصطفی را از دیگر اقدامات این ستاد در دهه ولایت عنوان کرد و گفت: با دعوت از اساتید مجرب و برجسته حوزه علمیه قم در صدد تقویت دینی طلابی که به تازگی به تشیع گرایش پیدا کرده اند برآمدیم تا بتوانند در زمان رجوع به کشورهای خود در برابر هجمه ها و شبهات پاسخگو باشند.

وی اظهار کرد: از برنامه های بلند مدت این ستاد در طول سال و در راستای جهانی کردن فرهنگ غدیر با همکاری بنیاد بین المللی غدیر در تدارک همایشی بزرگ در یکی از شهرهای هامبورگ یا لندن هستیم.
 

  • در دیدار اعضای ستاد همایش غدیر شناسی
  • تأكيد حضرت آيت الله العظمي صافي بر برگزاري باشكوه‌تر مراسم غدير امسال

حضرت آيت الله العظمي صافي صبح روز پنج‌شنبه 21/7/1390 اعضاي ستاد برگزاري همايش غدير شناسي در مشهد مقدس را به حضور پذيرفتند.

معظم له با ابراز خرسندي از اين ديدار فرمودند: براي بنده توفيق بزرگي است كه امروز شما عزيزاني كه در ستاد غدير شناسي فعاليت مي‌كنيد را زيارت كردم. اميدوارم اين كوشش شما در احياي امر اهل بيت عليهم السلام مورد توجه حضرت حق قرار بگيرد.

ايشان توفيق خدمت به اهل بيت عليهم السلام را عنايت حضرات معصومين سلام الله عليهم اجمعين به بعضي از بندگان خاص دانستند و افزودند: كساني كه خود را در احياي امر اهل بيت عليهم السلام وقف كرده‌اند بايد قدر خويش را بدانند و از اين فرصت بهترين بهره‌ها را بگيرند و بدانند كه چنين توفيقي براي هركسي به راحتي فراهم نمي‌شود و نشان مي‌دهد عنايت ويژه‌اي به شما وجود دارد تا چنين موقعيتي را بدست آورده‌ايد.
مرجع تقليد شيعيان جهان با فراخوان همه مسلمانان جهان به خدمت و احياي امر اهل بيت عليهم السلام ادامه دادند: همه مسلمانان بايد براي احياي امر اهل بيت عليهم السلام تلاش كنند و بدانند اين مساله از مهم‌ترين موضوعات است.

معظم له با تأكيد بر مشاركت مردم در برگزاري مراسم‌هاي مذهبي به خصوص عيد غدير و حفظ شعائر و سنّت‌هاي اسلامي فرمودند: تلاش براي بزرگداشت غدير و برگزاري جشن‌هاي غدير، نياز به ذوق و اشتياق فراوان دارد كه از عهده هركسي بر نمي‌آيد و تنها كساني كه مشتاق اهل بيت عليهم السلام هستند چنين توفيقي را بدست مي‌آورند؛ زيرا اين كار بسيار سنگين است و بدون عشق به اهل بيت عليهم السلام اين كار محقق نمي‌شود.

ايشان افزودند: احساسات و شوقي كه براي هفته غدير در ميان مسلمانان وجود دارد، قابل توصيف نيست؛ زيرا همه خود را وقف اين امر كرده‌اند و مي خواهند با جان و دل در اين راه گام بردارند. بنابراين هر چه در اين راه تلاش كنيم باز هم اندك است.

حضرت آيت الله العظمي صافي با اشاره به دشمني‌هاي فراواني كه عليه اسلام و مكتب تشيع صورت مي‌گيرد، بر ضرورت شناساندن علوم و معارف غني اهل بيت عليهم السلام به جوامع دنيا و نسل‌هاي آينده تأكيد كردند و اظهار داشتند: امروز با توجه به وجود جريانات مختلف در جامعه و برخي موضعگيري‌هايي كه عليه فرهنگ و معارف اسلامي صورت مي‌گيرد، ابراز وجود، موضعگيري و اعلام موجوديت در برابر اين جريانات ضروري است تا بدانند فرهنگ اهل بيت عليهم السلام جاودان است و هرگز با سخنان گزاف عده‌اي محدود از بين نمي‌رود.

معظم له احكام و معارف اهل بيت عليهم السلام را مطابق با فطرت بشر دانستند و افزودند: اسلام و معارف اسلامي كه با فضائل اهل بيت عليهم السلام توأم است از منطق بسيار قوي برخوردار است و اگر اين فرهنگ را بتوانيم به خوبي به جهان عرضه كنيم به يقين همه آن را خواهند پذيرفت و كسي نمي‌تواند حاشا كند.

ايشان با بررسي سير تاريخي توطئه‌هاي دشمنان اهل بيت عليهم السلام فرمودند: در طول تاريخ جريانات مختلفي در تلاش بوده‌اند تا فرهنگ اهل بيت عليهم السلام را به گونه‌اي كم‌رنگ جلوه دهند، اما خوشبختانه شكوه و عظمت آنان سبب شد تا تمامي برنامه‌هاي آن‌ها خنثي و فرهنگ اهل بيت عليهم السلام بيش از پيش در جهان جلوه گري كند.

مرجع تقليد شيعيان جهان، ترويج فرهنگ اهل بيت عليهم السلام در جامعه را ضامن سلامتي و ارتقاي علمي و معنوي جامعه دانستند و ابراز داشتند: معارف و سيره و روش اهل بيت عليهم السلام هر چه در جامعه بيشتر ترويج داده شود و مردم با اين فضايل بيشتر آشنا شوند، رويكرد مردمي به اين فرهنگ افزايش خواهد يافت، همچنان كه در مصر و كشورهاي منطقه اين تحولات را شاهد هستيم كه چگونه به اين فرهنگ گرايش پيدا كرده‌اند.

معظم له بر برگزاري با شكوه‌تر مراسم غدير امسال تأكيد كردند و فرمودند: امسال همچون سال‌هاي پيش بايد برنامه‌هاي غدير با شكوه و عظمت خاصي در سراسر كشور برگزار شود و مردم با معارف اهل بيت عليهم السلام بيش از پيش آشنا شوند؛ زيرا به هر ميزاني كه مردم شناخت شان با معارف اسلامي بيشتر شود به همان اندازه از گمراهي مصون مي‌مانند.

ايشان با اشاره به برنامه‌هايي كه دشمنان حضرت علي عليه السلام براي محو فضايل حضرت داشتند ولي الحمدلله هر كدام از آنها سندي بر حقانيت و فضايل حضرت شدند، افزودند: امروز حقيقت و نورانيت اميرالمومنين عليه السلام و ائمه اطهار بركسي مخفي نمانده‌ است؛ به گونه‌اي كه شرق و غرب به دنبال آن هستند و مي‌خواهند از اين مكتب كسب معرفت كنند.

حضرت آيت الله العظمي صافي ضمن تقدير و تشكر از برگزاري همايش غدير در مشهد مقدس اظهار داشتند: همه شيعيان در هر نقطه از دنيا كه باشند بايد غدير را گرامي داشته و تجليل كنند؛ ولي شهر مشهد مقدس با توجه به سابقه تشيع و ولايت‌مداري و به مناسبت وجود حرم حضرت رضا عليه السلام اختصاصاتي دارد كه شايسته است برنامه‌هاي ديني صورت گرفته در مشهد مورد الگو و سرمشق ديگران باشد.
 

سوال : اگر فدک حق حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و فرزندانشان بود، چرا حضرت علی ((علیه السلام)) بعد از اینکه به خلافت رسیدند آن را به صاحبان اصلی اش بر نگرداندند؟

جواب :

به این سؤال دو پاسخ می توان داد:

پاسخ اول:

در ابتدا باید دید هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از مطالبه فدک چه بوده است ،تا بتوانیم بگوییم که چرا علی (علیه السلام) این هدف را در زمان خلافت خود زنده نکرد.

همان طور که در تاریخ مسلم می باشد زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) سرشار از ساده زیستی و بی اعتنائی به دنیا بوده است، به طوری که زندگی ایشان قبل از هبه ـ بخشش ـ فدک از طرف پیامبر اکرم( صلی الله علیه وآله و سلّم )و بعد از آن کمترین تفاوتی نکرد . ایشان با اموال فدک نه کاخی برای خود ساختند و نه اشیائی فاخر و قیمتی برای خود اندوختند و نه پولی برای آینده پس انداز نمودند، چنان که دیگران چنین کرده اند.

و همچنین فاطمه (سلام الله علیها) غلات فدک را در راه خدا بین فقرا و مساکین به مصرف می رساند، بنابراین مسلما مطالبه فدک ،غرضی دنیوی نمی توانست داشته باشد و مسأله فدک یک مسأله شخصی نبود، بلکه هدف فاطمه (سلام الله علیها) از مطالبه فدک، دفاع از امامت و خلافت و احقاق حق امیر المؤمنین (علیه السلام) بود .کما اینکه امتناع خلفا از دادن فدک به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تنها غصب و مصادره یک سرزمین به نام فدک نبوده ،بلکه هدف اصلی ،غصب خلافت علی (علیه السلام) بوده است ، چون وجود فدک در دست خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) یک امتیاز بزرگ برای آنها محسوب می شد واین مساله دلیل بر مقام آنها در پیشگاه خداوند و منزلت ایشان نزد پیامبر صلی الله علیه و اله به شمار می آمد، بخصوص اینکه منابع خود اهل سنت مانند« درالمنثور و تفسیر ابن کثیر ذیل آیۀ:"وآت ذا القربی حقه" روایت نقل می کنند که: وقتی این آیه نازل شد ، پیامبر اکرم فاطمه را خواند و فدک را به ایشان بخشید». و این روایت را« ذخیرة الحفاظ:ج 4،ص1987 و مجمع الزوائد:ج7،ص139 و مسند ابی یعلی:ج2،ص536 نیز آورده اند».

پس روشن است که وجود فدک در دست خاندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) با این سابقۀ تاریخی سبب می شد که مردم، سایر آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) مخصوصا مساله خلافت و جانشینی آن حضرت را نیز در این خاندان جستجو کنند، و این مطلبی بود که دستگاه خلافت آن را تحمل نمی کرد، و از سوی دیگر این مساله از نظر اقتصادی نیز مهم بود و بر جنبه سیاسی آن هم تاثیر می گذاشت، زیرا اگر علی (علیه السلام) و خاندان ایشان در مضیقۀ اقتصادی قرار می گرفتند توان سیاسی آنها به همان نسبت تحلیل می رفت، و به عبارت دیگر وجود فدک در دست آنان امکاناتی در اختیارشان قرار می داد که می توانست پشتوانه مساله امامت باشد، همانگونه که اموال حضرت خدیجه(سلام الله علیها)پشتوانه ای برای پیشرفت اسلام در آغاز نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) بود.

بنابراین در این ماجرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) اگر چه به ظاهر مطالبه فدک می کردند، اما در واقع به دنبال بازگرداندن خلافت به جانشین واقعی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) بودند، کما اینکه حضرت امیر (علیه السلام) در نامه ای به سهل بن حنیف می نویسند:

«آری از تمام آن چه آسمان بر آن سایه افکنده بود تنها فدک در دست ما بود. پس عده ای به همان نیز حرص ورزیدند وعده ای سخاوتمندانه از آن گذشتند ، البته خداوند بهترین حکم کننده است. من با فدک و غیر آن چه کار دارم که جایگاه فردای هر کس قبر است. (شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید: ج 16، ص 208 (چاپ 1962، دار احیاء الکتب العربیه).

پس با این احوال آنها از پس دادن فدک امتناع ورزیدند تا در نتیجه خلافت را مسترد نکنند و آن را در قبضه خود بگیرند، چون اگر حاضر می شدند که فدک را به عنوان میراث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و یا بخشش و هدیه آن حضرت، در اختیار فاطمه (سلام الله علیها) قرار دهند، راهی باز می شد که آن حضرت مساله خلافت را نیز از آنها مطالبه کند، کما اینکه ابن ابی الحدید معتزلی می گوید:

«از علی بن فارقی، مدرس و استاد مدرسه غربیه در شهر بغداد پرسیدم آیا فاطمه ((سلام الله علیها)) در ادعای خویش در ماجرای فدک صادق بود؟ پاسخ داد: آری. گفتم: پس چگونه است که ابوبکر فدک را پس نداد، در حالی که می دانست او راستگو می باشد؟ استاد لبخندی زد و سخن لطیفی بیان کرد. او گفت: اگر آن روز ابوبکر به محض ادعای فاطمه (سلام الله علیها) فدک را مسترد می ساخت، فاطمه فردا می آمد و خلافت همسرش را مطرح می کرد و ابوبکر را از مقامش دور می کرد و ابوبکر نیز در عدم قبول گفتار او عذر و بهانه ای نداشت، زیرا خودش از قبل به صداقت آن بانو اعتراف کرده و بدون گواه و شاهد، ادعای وی را پذیرفته بود. بعد از این ابن ابی الحدید می گوید: این سخن، مطلبی صحیح می باشد. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 16، ص 284. چاپ 1962، دار احیای الکتب العربیه)

می بینید که به اعتراف خود اهل سنت هدف خلفا از ندادن فدک چه بوده است و فاطمه (سلام الله علیها) هم می دانستند که اگر فدک را بدهند، باید از خلافت علی (علیه السلام) هم بگذرند، لذا به دنبال این هدف اصرار بر بازگرداندن فدک داشتند.

اما صد افسوس که این هدف ارزشمند و سرنوشت ساز برای جامعه اسلامی محقق نشد.

خلاصه کلام اینکه: اصل فدک در این میان موضوعیت نداشت و غرض چیز دیگری بود و آن احقاق حق علی (علیه السلام) یعنی جانشینی الهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و سلم بود که متأسفانه محقق نشد.

پس حال که خلافت غصب و اسلام به انحراف کشیده شده و جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) 25 سال خانه نشین گردیده است ، دیگر انگیزه ای برای برگرداندن فدک باقی نمی ماند و اصلا چه چیز باید برگردانده می شد؟ بیست و پنج سال خانه نشینی علی (علیه السلام) ؟ یا رنجیده شدن پاره تن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) ؟یا انحراف در دین؟لذا امیر المؤمنین (علیه السلام) چه چیز را باید بر می گرداندند ؟ آیا فدک را که واسطه ای بود برای بدست آوردن خلافت علی (علیه السلام)؟

آن چیزی که نباید از دست می رفت از دست رفت و آن کاری که نباید در اسلام می شد، شد . هدف غاصبین به ثمر نشست و زحمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) بی اجر گردید؛ بدعتها ، انحرافات ،ظلم و بی عدالتیها و زمینه سازی برای حکومت ظالمین جایگزین عدل گستری و مهرورزی در حکومت نورانی امیرالمومنین (علیه السلام) گردید و البته غاصبین به جزای عمل خود خواهند رسید.

کما اینکه امام صادق (علیه السلام) در جواب ابی بصیر که پرسید: «چرا امیر المؤمنین (علیه السلام) هنگامی که حکومت بر مردم را در دست داشت، فدک را باز پس نگرفت ؟

فرمودند: « لان الظالم والمظلوم کانا قدما علی الله عز وجل واثاب الله المظلوم وعاقب الظالم، فکره ان يسترجع شيئا قد عاقب الله عليه غاصبه واثاب عليه المغصوب».

زیرا ظالم و مظلوم هر دو در پیشگاه خداوند عز وجل قرار گرفتند و خداوند به مظلوم پاداش داد و ظالم را عقاب نمود. او خوش نداشت چیزی را باز ستاند که خداوند غاصبش را به سبب آن کیفر کرد و آن را که حقش غصب شده جزا داد. (علل الشرایع ج 1، ص 155. چاپ 1385 نشر مکتبه الحیدریه، نجف)

بنابراین باید گفت:

هدف امیرالمؤمنین (علیه السلام) از بازگرداندن فدک، تنها برگرداندن یک سرزمین نبود که آن را باز ستاند بلکه چیزی بود که 25 سال پیش غصب شد و دیگر قابل بازگرداندن نبود و آن جانشینی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) بود.

پاسخ دوم:

از سوی دیگر امیر المؤالمنین (علیه السلام) اگر هم می خواستند که فدک را بازگردانند ، باید با استفاده از منصب خلافت این کار را می کردند ، از طرفی می بینیم که وقتی علی (علیه السلام) می خواستند بعضی از سنتهای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) را که در دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان تغییر کرده بود بازگردانند مردم فریاد برآوردند: «يا اهل الاسلام غيرت سنة عمر» ای اهل اسلام کمک کنید که سنت عمر تغییر کرد. (الکافی: ج8 ص63 الناشر:دار الکتب الاسلامیه) وهمچنین ابن ابی الحدید نقل میکند: هنگامی که امیر المومنین (علیه السلام) میخواست مردم را از خواندن نماز تراویح ( نوافل خاصی به جماعت در ماه مبارک رمضان ) منع کنند بعضی از مردم فریاد «وا عمراه» سر دادند (شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید: ج12 ص283).

حال شما قضاوت کنید، اگر امیر المؤمنین (علیه السلام) با جو موجود بر جامعه اسلامی آن روز ، می خواستند فدک را به نفع فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) برگردانند ، چه اتفاقی می افتاد وچه مصالح عظیمی فوت می شد و چه حوادثی در اسلام رخ می داد ؟!

نتیجه نهایی بحث اینکه:

با توجه به این دو مطلب، امیر المؤمنین (علیه السلام) چاره ای نداشتند جز اینکه از پس گرفتن فدک صرف نظر نمایند.

  • کارشناس : حجت الاسلام محمد حسین زاده

سؤال : دیدگاه حضرت زهرا (علیهاالسلام) در مورد خلفا را بیان کنید؟

جواب : هر کس با اندک مطالعه ای در حوادث بعد از رحلت پیغمبر(صلّی الله علیه وآله) می تواند پی ببرد که حضرت زهرا (علیهاالسلام)، نسبت به خلفا چه دیدگاهی می تواند داشته باشد؛ اما برای این که بحث ما مستند باشد به تعدادی مدارک از شیعه و سنی اشاره می کنیم و در پایان نتیجه گیری خواهیم کرد. اگرچه با ارائه مدارک تاریخی شما خود نتیجه لازم را خواهید گرفت.

آن چه که در منابع شیعه و سنی مشهود است دلالت بر نارضایتی و خشم حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از خلفا و دستگاه خلافت دارد.

اسناد تاریخی:

إنّ فاطمه بنت النبی ارسلت الی ابی بکر تَسأله ميراثها من رسول الله ممّا أفاء الله عليه بالمدينه و فدک و ما بقی من خمس خيبر... فأبی ابوبکر أن يدفع إلی فاطمه منها شيئاً فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفيت... همانا فاطمه (علیهاالسلام)، دختر رسول خدا فردی را نزد ابوبکر فرستاد و میراث خود را از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، از او طلب نمود. این مطالبه شامل فیء، فدک و باقی مانده خمس خیبر بود، اما ابوبکر از این که چیزی از این اموال را به وی پس بدهد خودداری ورزید، پس فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد، پس با او قطع رابطه کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت. (صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر).

همین روایات را با اندک تفاوت در الفاظ، صحیح مسلم (ج5، ص153-154، باب قول النبی(صلّی الله علیه وآله) لانورث...) و مسند احمد (ج1، ص9، مسند ابوبکر) ذکر کرده اند.

- «فغضبت فاطمه فهجرته فلم تزل بذلک حتی تُوُفّيت» فاطمه خشم گرفت و غضب کرد و ابوبکر را ترک نمود و این قطع رابطه پیوسته ادامه داشت تا از دنیا رفت. (جامع الاصول، ج9، ص637، ح7438).

- «فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته، فلم تکلمه حتی توفّيت» فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد و با او قطع رابطه کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.» (مشکل الآثار، ج1، ص47-48).

- «فغضبت فاطمة و هجرته فلم تکلمه حتی ماتت» فاطمه غضبناک شد و او را ترک کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت. (سنن البیهقی، ج6، ص300).

 

همین روایات را با تفاوتی در الفاظ، تاریخ «الخمیس لدیار البکری» (ج2، ص173) و «المصنف للصنعانی» (ج5، ص472) و «مسند ابی عوانة» (ج4، ص251) بیان کرده اند.

تمامی این روایات از خشمی شدید، و غضبی دائمی نسبت به خلفا سخن می گویند و این که تا پایان حیات مبارکِ خود، حضرت زهرا (علیهاالسلام) لحظه ای سکوت نکردند.

بنابراین این خشم پیوسته و غضبِ دائمی، بسیار عمیق و شدید بود به گونه ای که به «وصیت به دفن مخفیانه» منجر شد.

تاریخ به رغم تزویر و تحریفی که در آن صورت گرفته، گوشه هایی از حقیقت را برای ما ثبت کرده است؛ از جمله: فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت در حالی که از آنان روی گردان بود؛ که نمونه ای از آن ها گذشت و علی( علیه السلام )او را شبانه دفن کرد و آنان را خبر نکرد. این چیزی است که در کتاب های معتبر و موثق گروه بزرگی از مسلمانان آمده است.

اسناد تاریخی مربوط به دفن شبانه:

- «بل يقع الاحتجاج بذلک علی ما وردت به الروايات المستفيضه الظاهرة التی هی کالتواتر، أنّها اوصت بأن تدفن لیلاً حتی لايصلی الرجلان عليها و صرَّحَتْ بذلک و عَهِدَتْ فيه...».

روایات مستفیضه (متعدد) که در حد تواتر است، دلالت می کند که ایشان وصیت نمود که وی را شبانه دفن کنند، برای آن که آن دو مرد [ابوبکر و عمر] بر او نماز نخوانند و به این خواسته اش تصریح و تأکید فرمود و بر انجام آن پیمان گرفت. (شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید، ج16، ص281)

و امثال این روایت از منابع شیعه و سنی فراوان است که جهت اختصار به آدرس آنها اکتفا می کنیم:

- المصنف للصنعانی، ج3، ص521

- تأویل مختلف الحدیث، ص300

- انساب الاشراف، ج2، ص34

- الاستیعاب، ج4، ص208

- البدایة و النهایة، ج5، ص250

- تاریخ الامم و الملوک، ج3، ص308

- العمدة لابن بطریق، ص390

- سنن الکبری، ج6، ص300

- روضة المتقین، ج5، ص349

- الطرائف، ص262، 269، 257

- و هم چنین در بعضی از منابع آمده است که: «فاطمه (علیهاالسلام) از علی (علیه السلام) به خدا و رسولش پیمان گرفت که جز امّ سلمه و امّ أیمن و فضّه و حسنین (علیهما السلام) و سلمان و عمار و مقداد و ابوذر و حذیفه، کسی بر جنازه اش حاضر نشود». (بحار الانوار، ج78، ص310)

- و همچنین از امام رضا (علیه السلام) درباره شیخین سؤال شد. فرمود:

ما یک مادر نیکوکار داشتیم که وقتی از دنیا رفت، از آنان خشمگین بود. ما راضی نمی شویم تا او از آنان راضی شود. (الطرائف: ص 252 ؛ القاب الرسول وعترته: ص 44)

و حتی تاریخ گواه آن است که بیماری حضرت زهرا (سلام الله علیها) که بر اثر هجوم به بیت ایشان حاصل شده بود (که در جای دیگر به آن پرداختیم) بر اثر خشم و غضب بر شیخین و هواداران آن دو تشدید شد و بیماری ایشان را ، به رحلت متصل کرد.

و همچنین ابن ابی الحدید می گوید:

« لما مرضت فاطمه المرضه التی توفيت بها دخل النساء عليها فقلن کيف أصبحت من علتک يا بنت رسول الله؟ قالت أصبحت – والله – عائفه لدنيا کن قاليه لرجالکن».

هنگامی که فاطمه بیمار شد (یعنی همان مرضی که بر اثر آن از دنیا رفت) زنان مهاجرین و انصار به عیادت او آمدند وپرسیدند: با این بیماری چگونه اید ای دختر رسول خدا؟ فاطمه فرمود: به خدا سوگند چنین شده ام که به دنیای شما بی میلم و از مردانتان متنفرم. (بلاغات النساء: 32 ؛ شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید: ج 16، ص 233).

همه این روایات به خوبی دلالت دارند بر اینکه فاطمه(سلام الله علیها)از آنها ناراضی بودند و تا آخر عمر از آنها راضی نشدند و عمر و ابوبکر کاملا بر این مسأله[نارضایتی فاطمه] واقف بودند به هیمن خاطر تصمیم گرفتند برای جلب رضایت فاطمه(سلام الله علیها)به محضر ایشان بروند اما فاطمه(سلام الله علیها)به آنها اجازه ندادند.

سلیم به قیس در کتاب خود روایت نقل می کند که «عمر و ابوبکر به علی( علیه السلام )گفتند بین ما و فاطمه وقایعی گذشته که می دانی، اگر مصلحت می بینی از او برایمان اجازه بگیر تا از او معذرت خواهی کنیم.

علی گفت این با خود شماست. آنان آمدند تا در کنار در خانه فاطمه(سلام الله علیها)نشستند علی( علیه السلام )بر فاطمه(سلام الله علیها)وارد شد و گفت: ای زن آزاده عمر و ابوبکر در کنار در نشسته اند می خواهند بر تو سلام کنند نظر تو چیست؟».

فاطمه(سلام الله علیها)گفت: خانه، خانه توست و زن آزاده همسر تو. هر چه می خواهی انجام بده . علی گفت : مقنعه ات را محکم کن . فاطمه( علیه السلام )مقنعه اش را محکم و رویش را به طرف دیوار کرد. آن دو وارد شدند و سلام کردند و گفتند: از ما راضی شو، که خدا از تو راضی باشد فاطمه(سلام الله علیها)گفت: چه چیز شما را به این کار واداشت. گفتند به گناهمان اعتراف می کنیم و امیدواریم که ما را عفو فرمایی و کینه را از دلت بیرون کنی . فاطمه(سلام الله علیها)گفت: اگر راست می گویید، از آنچه از شما می پرسم، پاسخ دهید. بدانید که من چیزی از شما نمی پرسم مگر اینکه می دانم که شما از آن آگاه هستید. اگر راست گفتید، می دانم که در آمدنتان صادق هستید. گفتند: از آنچه می خواهی بپرس. فاطمه(سلام الله علیها)گفت شما را به خدا سوگند می دهم آیا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدید که گفت:« فاطمه پاره تن من است، هر که او را اذیت کند مرا اذیت کرده است»؟ (صحیح البخاری: ج 4، ص 210 و صحیح مسلم: ج 7، ص 141) گفتند: بلی شنیدیم فاطمه دستانش را به سوی آسمان برد و گفت: پروردگارا این دو تن مرا اذیت کردند. من از این دو به تو و فرستاده ات شکایت می کنم. نه، به خدا سوگند ابدا از شما راضی نمی شوم تا پدرم رسول خدا را ملاقات کنم و از آنچه با من کردید به او خبر دهم تا او درباره شما حکم کند». (کتاب سلیم بن قیس : ج 2، ص 869؛ جلاء العیون: ج 1، ص 212؛ علل الشرایع : ج 1، ص 186 – 187)

حضرت زهرا(سلام الله علیها)پس از آنکه از آن دو اقرار صریح گرفتند که تعدی نسبت به او، تعدی به ساحت پیغمبر اکرم و در نتیجه جسارت به حریم ملکوتی پروردگار است و او حق ندارد که چنین متجاوزی را مورد عفو و گذشت خود قرار دهد و با بیان این جمله که از اینان نزد رسول خدا شکایت خواهد کرد، آنان را از این حقیقت (تجاوز به حریم خداوند) آگاه کرد.

آری؛ زهرا(سلام الله علیها)اینگونه موضع و دیدگاه خود را نسبت به خلفا و هواداران آنها اتخاذ و ابراز کرد

و برای آنکه به مردم گفته نشود که فاطمه(سلام الله علیها)آن دو را بخشید و یا به فلانی پیغام داده که از آنان راضی شده است، وصیت کرد که شبانه دفن شود تا این لکه ننگ در پیشانی تاریخ بماند که دختر پیغمبر خدا با خشم و غضب از خلفا از دنیا رفت.

سوال: ابن تيميه در مورد حدیث ولایت میگوید: «حديث پيامبر خطاب به علي (تو سرپرست هر مؤمن بعد از من مي باشي) از نظر تمام آگاهان حديث، جعلي و دروغ است».(منهاج السنه 2،234).

آیا قول ابن تیمیه صحت دارد؟


جواب:

ناصر الدین البانی که از معتمدترین علمای وهابیت در تصحیح و تضعبف احادیث به شمار میرود این حديث شريف را در كتاب «سلسلة الاحاديث الصحيحه» نقل و تصحيح سند نموده است . وي بعد از نقل برخي سندها مي گويد: «اين كه شيخ الاسلام ابن تيميه جرأت انكار و تكذيب اين حديث را در «منهاج السنة»داشته، جاي تعجب بسيار است. من علتي براي اين تكذيب نمي بينم جز آنكه بگويم او در ردّ شيعه سرعت به خرج مي داده و مبالغه داشته است».(سلسلة الاحاديث الصحيحه» (حديث شماره 2223)).

اين حديث را بسياری از علمای اهل تسنن نقل و تصحیح نموده اند از جمله:

1- الاصابة في تمييز الصحابة / ج6 حديث 9163/ قال النبي الاكرم ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) علي وليكم بعدي

2- صحيح ابن حبّان حديث رقم 6929: قال رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) ما تريدون من علي - ثلاثاً - إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي

3- المصنف لابن خزيمة ج7 ص499 حديث رقم 58 منتصف هذه الصفحة: قال النبي الاكرم ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) ماتريدون من علي ماتريدون من علي؟ علي مني وانا من علي, وعلي ولي كل مؤمن بعدي

4- حديث علي مني وانا منه وهو وليكم بعدي - راجع النص في مسند احمد ابن حنبل حديث رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) قال لعلي: أنت ولييّ في كل مؤمن بعدي حديث ثالث في مسند أحمد: قال رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) لعلي: إنّ علياً مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي

5- عن ابن عباس أن رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) قال لعلي بن أبي طالب: أنت ولي كل مؤمنٍ بعدي / الاستيعاب في تمييز الاصحاب لابن عبد البر الجزء الثاني

6- أخرج ابن حجر في الصواعق المحرقة الجزء الثاني: أن رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) قال ما تريدون من علي إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي

7- ما تريدون من علي؟؟ إنّ علي مني وانا منه وهو وليكم بعدي ( لاحظ كلمة بعدي). . راجع النص في صحيح الترمذي

8- حديث صحيح رواه الحاكم في مستدركه: قال رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين و إمام المتقين و قائد الغر المحجلين

9- مستدرك الحاكم وقال عنه حديث صحيح فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي حديث رقم 5595 قال النبي الاكرم ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) علي أولى الناس بكم بعدي وكل رجال الحديث ثُقات

10- مستدرك الحاكم, حديث صحيح/ قال رسول الله((صلی الله عليه وآله وسلّم)) من يريد أن يحيى حياتي ويموت موتي ويسكن جنة الخلد التي وعدني ربي فليتول (( علي بن أبي طالب)) فإنه لن يخرجكم من هدى ولن يدخلكم في ضلالة

11- وذكره ايظاً الطبراني في الجامع الكبير والاصابة لابن حجر العسقلاني، كنز العمال ج 6 ص 155. المناقب للخوارزمي ص 34 ينابيع المودة ص 149. حلية الاولياء ج 1 ص 86 تاريخ ابن عساكر ج 2 ص 95 فراجع هذه المصادر

12- حديث صحيح رواه الحاكم في مستدركه: قال رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين و إمام المتقين و قائد الغر المحجلين

13 -مجمع الزوائد للهيثمي ج9 ص138 رواية رقم 14641: قال رسول الله ((صلی الله عليه وآله وسلّم)) لوهب بن حمزة: لاتقل هذا ( في علي) فهو أولى الناس بكم بعدي.. ورواه الطبري ايظأ ويقول رجال الحديث ثقات/

14- خطبة الامام الحسن (عليه السلام) بعد مقتل والده امير المؤمنين (عليه السلام) في كتاب مجمع الزوائد للهيثمي حيث قال: ان علي خاتم الاوصياء ووصي الانبياء وأمين الصديقين والشهداء
 

با توجه به مطالب مذکور بطلان قول ابن تیمیه آشکار میگردد.

موفق باشید.