X
تبلیغات
غدیر خم - شعر غدیر
الحمدالله الذی جعلنا من المتسکین بولایة امیرالمومنین علی علیه السلام
غدیر نیاز

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود

درهاى آسمان به روى خلق باز بود

ارواح مؤمنین همه در سجده سر به مهر

این روح كعبه بود كه روى جهاز بود

مردم براى بار دگر جمع گشته‏اند

آرى غدیر خم عرفات حجاز بود

انگار بوى آب به گوشش رسیده بود

ارض غدیر یكسره عرض نیاز بود

خورشید در جنون خود از حال رفته بود

لیلاى بى تعیّن ما غرق ناز بود

دیدند از نفس كه كم آورد جبرئیل

گیسوى داستان ولایت دراز بود

یكبار نه دوبار نه بار دگر شنید

از بسكه آیه‏هاى على دلنواز بود

گیرم كسى نبود تماشاى او كند

این جلوه در غناى خود آیینه ساز بود

یا هرچه لیلى است همه مظهر وى‏اند

 


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

مُهر نجف

تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی

مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی

دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی

شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی

الیوم چه کردی که خرابت شده احمد

اکملت لکم گفته و راحت شده احمد

این سلسله عشق به موی تو رسیده

سیب دل عشاق به جوی تو رسیده

این عقل به سر منزل روی تو رسیده

هی گشته و آخر به سبوی تو رسیده

خاتم به تو ‌بالیده که پایان پیامی

هم نقطه‌ی آغازی و هم ختم کلامی

من عاشق آن لحظه که انگشتریت را

مجنونِ تو وقتی رجز خیبریت را

دیوانه‌ی آن دم که دمِ حیدریت را

وحی آمده تا گوشه‌ای از دلبریت را

دل برده‌‌ای از دختر یک دانه‌ی هستی

تا خانه‌ی کوثر شده میخانه‌ی هستی

امشب صد و ده مرتبه دیوانه ترم من

شمعی؛ صد و ده مرتبه پروانه ترم من

ساقی! صد و ده مرتبه پیمانه ترم من

مست توام و از همه فرزانه ترم من

در دست نبی دست تو یا دست خدا بود

حق داشت محمد که چنین مست خدا بود

درویش، علی گو شده، دف می‌زند امشب

در شادی شاهیّ‌ِ تو کف می‌زند امشب

هر نادعلی گو به هدف می‌زند امشب

زهرا به دلش مُهر نجف می‌زند امشب

 


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

و هو العلی

ربنا آتنا نگاهش را، که هوایم دوباره بارانی است

السلام علیکْ یا دریا که دلم بی قرار و توفانی است

اِنّ فی خلق تو خدا هم مست، روحْ حیران، فرشته‌ها هم مست

اِنّ فی خلق تو زمین مبهوت، زیر یک آسمان پریشانی است

«لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟

مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست

«یا سریع الرضا»ی لبخندت، عاشقان را کشیده در بندت

«یا ولیَّ الذینَ» یک دنیا که در اسم تو غرق حیرانی است

«و اذا الشّمسْ» پیش تو تاریک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش

واذا القلبِ من که می‌پرسند: به کدامین گناه قربانی است؟

من که از «اِنّما ولی» مستم، در هوای «هوالعلی...» مستم

از «شراباً طَهورِ» چشمانت، شب میخانه‌ام چراغانی است

«اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو

آه، «یا ایها العزیز»َم آه، توشه‌ام این غزل که ‌می‌خوانی است

«لیْتَ شِعری» که شعر من آیا می‌رسد تا به ساحلت؟ دریا !

- ناله‌های کبوتری زخمی که در این بند تیره زندانی است


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

بحر طویل


نوشته شده در عرش خدا با قلم حیدر كرار

خدا خلق نمودست زمین را و زمان را زغبار حرم حیدر كرار

بهشت و همه آنچه در آن هست فدای غبار قدم حیدر كرار

بود خشم خدا برلب تیغ دودم حیدر كرار

رسولان اولوالعزم نمك خورده جود و كرم حیدر كرار

امیری و دلیری و همه كاره عالم شدن اینها همه یك فضل كم حیدر كرار

بدانید اگر كعبه شده قبله حق بوده ز یمن قدم حیدر كرار

علی كیست همان شاه كه عالم به كف اوست

خدایی شدن عالم هستی هدف اوست

همه آبروی اهل زمین اهل سما از شرف اوست

بدانید همه مركز عالم نجف اوست

علی كیست همانی كه خدا خوانده ثنایش

همانیكه كعبه دریده دل خود را به هوایش

همانی كه نشسته دل زارم چو كبوتر لب بامش

همانی كه خداییست كلامش ،مرامش،نمازش،قعودش،سجودش ،قنوتش و قیامش

همانیكه خــــــــــــــدا داده سلامش

علی كیست همان مالك عقبی علی كیست همان صاحب دنیا و همان صاحب دلها

علی كیست همانی كه خدا داده به او هستی خود را و هستی خدا كیست بجز حضرت زهرا

علی كیست همانیكه دهد خاتم شاهانه گدارا

همانیكه حسینش به جهان كرده الم كرب و بلا را

همانیكه ابوالفضل از او درس گرفتست وفا را

همانی كه بود همت او،غیرت او ،‌هیبت او در نفس زینب كبری

همان زینب كبری كه با خطبه مردانه طرفدار علی گشت

وزان خطبه خداوند بدهكار علی گشت


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

آیینه پیامبر
تاریخ مثل ساقی کوثر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیامبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس ختم نادعلی برنداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست، برابر نداشته است


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

امام عالم بالا


درظهر غدیر تا كه موسای نبی

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخیلان عرب

از شدت غم ، از حدقه بیرون زد

از مشرق دستهای پر مهر نبی

خورشید ولایت و امامت تابید

با شوق ملائك همه فریاد زدند

« تا كور شود هر آنكه نتواند دید»

درظهر غدیر تا كه موسای نبی

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخیلان عرب

از شدت غم ، از حدقه بیرون زد

از مشرق دستهای پر مهر نبی

خورشید ولایت و امامت تابید

با شوق ملائك همه فریاد زدند

« تا كور شود هر آنكه نتواند دید»

فرمود نبی به امر معبود  ودود

بر امت من علی امام است امام

این مژده ی من به شیعیانش، دوزخ

بر شیعه ی مرتضی حرام است حرام

گُل كرد سپیده ی تبسم به لبش

تا آیه ی «اكملتُ لكُم» نازل شد

فرمود: خوشا به حالتان ای مردم

با حُب علی دین شما كامل شد

فرمود خدا ولایت حیدر را

بر آدم ونسل بعد او واجب كرد

در روز ازل كلید فردوسش را

تقدیم ِ علی بن ابیطالب  كرد

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست

از عالم غیب مثل من آگاه است

قرآن چقدر مدح و ثنایش را گفت!!!

او نقطه ی زیر باء بسم الله است

فرمود كه یادگار من بین شما

تا روز حساب، عترت و قرآن است

باید كه به هر دوشان تمسك جویید

این راه نجات اصلی انسان است

ذكر صلوات عرشیان می آمد

تا رفت به سوی آسمان دست ِ علی

از عرش بلند و یك صدا می گفتند:

اَلحَق كه امیرمومنان است علی

جبریل به خدمت علی آمد و گفت

تبریك؛ كه این مقام زیبنده ی توست

ای حضرت بوتراب درهر دو جهان

هارونی ِ این قوم برازنده ی توست

جبریل به جانشین پیغمبر گفت

ای مظهر افتادگی و آقایی

مردم اگر امروز امامت خوانند

عمریست امام عالم بالایی

این قوم تو را هنوز نشناخته اند

ای مرد غیور صاحب تیغ دو سر

از خانه نشینی شما می ترسم

لعنت به سقیفه و ابوبكر و عمر

از فتنه ی بین كوچه ها می ترسم

از سیلی و بغض یك پسر می ترسم

دلواپس غربت تو هستم آقا

از آتش و میخ پشت ِ در می ترسم

با دیدن این بركه و گودال غدیر

یكباره به یاد كربلا افتادم

در گودی قتلگاه خود را دیدم

بر پای حسین سر جدا افتادم


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

زمزمه‌ی کائنات

مولا برای از تو سرودن غزل کم است

تلمیح و استعاره ، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب لایق وصف مقام توست

شعر و حدیث و قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است

شیرینی شکر که چه گویم، عسل کم است

باید برای مدح تو از صبح بدر گفت

هیجای نهروان و شکوه جمل کم است

ای دست اقتدار خدا، فارس العرب

اصلا برای شان تو تعبیر «یل» کم است

هر قدر هم که دم بزنم ای امیر عشق

از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است

شهره شده میان عرب تک سواری ات

آوازه های صاعقه‌ی ذوالفقاری ات

ای آفتاب علم و یقین یا ابوتراب

همواره در مدار تو دین یا ابوتراب

صبح نگات شمس ضحی یا ابالحسن

تار عبات حبل متین یا ابوتراب

از ابتدای خلقت خود کسب فیض کرد

در محضر تو روح الامین یا ابوتراب

مولای من ولایت تو از ازل شده

با روح و جان شیعه عجین یا ابوتراب

الطاف بی کران تو ای قبله گاه جود

می بارد از یسار و یمین یا ابوتراب

در رستخیز صبح قیامت برای ما

عشق تو است حصن حصین یا ابوتراب

با عطر و بوی هر نفست در مشام شهر

جاری شده ست خلد برین یا ابوتراب

چشمان روشن تو بهشت پیمبر است

اصلاً سرشت تو ز سرشت پیمبر است

تفسیر کن برای همه محکمات را

اسرار ناب آیه‌ی صبر و صلات را

مصداق بی بدیل «أولی الامر» روشن است

معلوم کرده ای یؤتون الزکات را

مولای من تمام صفاتت الهی است

آئینه ای تلألؤ انوار ذات را

شرط حیات طیبه نور ولایت است

از ما مگیر حضرت عشق این حیات را

با نعمت ولایتت آقا خود خدا

بی شک گشوده بر همه باب النجات را

یک لحظه در ولایت تو شک نمی کند

هر کس شنیده زمزمه‌ی کائنات را

تو آمدی کمی به زمین آسمان دهی

تا که تجلیات خدا را نشان دهی

تسبیح انبیاء معظم علی علی ست

نقش لب پیمبر خاتم علی علی ست

رمز نجات حضرت موسی میان نیل

فریاد استغاثه‌ی آدم علی علی ست

هر گوشه را که می نگرم ذکر خیر توست

آقای من عبادت عالم علی علی ست

رمز تقرب همه‌ی اهل کائنات

آوای هر فرشته دمادم علی علی ست

لبیک کعبه و حجر و مسجد الحرام

زیبا ترین ترنم زمزم علی علی ست

وقتی علی تجلی اسماء اعظم است

بی شک تجلیات خدا هم علی علی ست

تو آمدی و عزت توحید پا گرفت

نور خدا زمین و زمان را فرا گرفت

مستیم از زلالی جام غدیر خم

هستیم شیعیان امام غدیر خم

مولا شدن فقط و فقط شأن حیدر است

این است لحظه لحظه، تمام غدیر خم

بر مسلمین تمام شده نعمت خدا

در خطه ای شریف به نام غدیر خم

آری نظام ناب ولایت بنا شده

آری بنا شده ست نظام غدیر خم

معنا شده ولایت عام و ولی خاص

در واژه واژه خطبه‌ی تام غدیر خم

راه علی ست راه ولی فقیه مان

این است سرّ ناب پیام غدیر خم

ای نائب امام زمان ! جان فدای تو

آقا طنین فکنده در عالم صدای تو:

پویا ترین طریق حقیقت بصیرت است

گویا ترین پیام ولایت بصیرت است

ای تشنگان فیض حقیقی آفتاب!

تنها صراط صبح سعادت بصیرت است

جوینده‌ی حکومت مولای متقین!

شرط حلول روح عدالت بصیرت است

اینجاست سرّ معجزه‌ی خون هر شهید

شیوایی شکوه شهادت بصیرت است

در این غروب غیبت خورشید، ضامنِ

پیروزی حقیقی امت بصیرت است

در فتنه خیزِ عصر حوادث، طلیعه‌ی

صبح ظهور حضرت حجت بصیرت است

دلهای ماست گوشه‌ی محراب جمکران

«عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  | 

بر دوش فرشته‌ها


خواستم عشق را نظاره کنم

چشم‌ها را پر از ستاره کنم

خواستم تا که از شب شعرم

قطعه‌ای نذر جشنواره کنم

عشق فرمود نذر نام علی

صد و ده بار استخاره کنم

گر که شعری قشنگ می‌خواهم

به علی بیشتر اشاره کنم

می‌‌شود با حروف نام علی

وزن اشعار را اداره کنم

جای دارد به وصف این آقا

هر چه می‌بینم استعاره کنم

گر چه اینها به ما نمی‌گنجد

بحر در کوزه‌ها نمی‌گنجد

هر صفا با علی صفا دارد

هر کسی با علی خدا دارد

روی قلب ستاره بنویسید

مثل آقای ما کجا دارد

چه کسی جز امام اول ما

پسرش شهر کربلا دارد

هر چه دارد مسیح مریم از

خاک نعلین مرتضی دارد

وقت معراج جز علی چه کسی

جا به دوش فرشته‌ها دارد

یا کدامین بزرگ در دنیا

دور خود اینقدر گدا دارد

عشق اگر عشق هم بود تنها

با ولای علی بها دارد

آیت والی الولی مددی

صد و ده بار یا علی مددی

صاحب رودخانه کوثر

دست پرورده‌اش بود بوذر

آن امامی که در زمان نماز

می‌دهد در رکوع انگشتر

آنکه در لابلای جنگ احد

با نود زخم میکند محشر

آن بزرگی که کار کوچک او

کندن چارچوبه خیبر

آن جوانی که عبدودها را

با یکی ضربه میکند بی سر

ذکر هر پهلوان به میدانها

اسدالله یا علی حیدر

آنکه محضش وقوع ردالشمس

می‌شود با دعای پیغمبر

دافع سیئاتمان حیدر

عجلوا بالصلاتمان حیدر

کاش میشد خطابمان بکند

با نگاهی شرابمان بکند

کاش میشد ابوتراب جهان

زیر پایش ترابمان بکند

تو دعا کن نیاید آن روزی

که بخواهد جوابمان بکند

ما گناه کبیره‌ایم اما

کاش آقا ثوابمان بکند

ما گروه دعای نامقبول

باید او مستجابمان بکند

مثل قنبر دوباره ما را هم

چه شود انتخابمان بکند

کاش میشد که خون ما ریزد

در ره عشق آبمان بکند

یا علی یا مسبب الاسباب

ما رعیت فقط شما ارباب

ای وجود توبرکت عالم

ای منا ای صفا و ای زمزم

افتخار عشیره حوا

ایلیای قبیله آدم

نظر شبّر و شبیر شما

بی دوا درد را کند مرهم

ذکر نام تو را خدای ودود

می‌نویسد به حلقه خاتم

بر بلند سه تیغ عاشورا

زده عباستان فقط پرچم

کاش میشد مرا نگهداری

مثل مقداد و قنبر و میثم

عارفم یا علی مدد گویم

ذکرتان را الی الابد گویم


برچسب‌ها: شعر غدیر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط موسسه اسلام ما  |