سوال : آیا انتخاب اسامی خلفای سه گانه از طرف امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) برای فرزندان خود دلیل دوستی و محبت بین خلفا و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیست؟

جواب : ادعای روابط دوستانه بین امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و خلفا به دلیل شباهت نامهای فرزندان آن حضرت با خلفا (ابوبکر، عمر وعثمان) برای سرپوش نهادن به ظلمهایی که بر اهل بیت روا داشته اند، ادعایی سخیف و غیر عاقلانه است که از طرف پیروان مکتب خلفا ایراد می شود. زیرا اولا:

این نامها، نامهای مخصوص خلفای سه گانه نبودند بلکه قبل و بعد از اسلام چنین نامهایی در میان عرب شایع و رایج بود. پس نمی توان ادعا کرد که این نامگذاریها به خاطر محبت به خلفا بوده است.

با مراجعه به کتب رجالی فریقین،می بینیم که جمع کثیری از صحابه نامشان ابوبکر ، عمر و عثمان بوده است و ما به عنوان نمونه چند نفر از کسانی که همنام خلیفه دوم بوده اند را ذکر می کنیم:

1 – عمر الاسلمی 2 – عمر الجمحی 3 – عمر بن الحکم 4- عمر بن سالم الخزاعی و... (ابن اثیر متوفی 63: اسدالغابه، دار الکتاب العربی، بیروت.) بالاتر از این، اینکه کسی نیست که به دشمنی معاویه و بنی امیه نسبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وشیعیان آنها اذعان نداشته باشد. اما با این همه می بینیم که نامگذاری به نامهای «معاویه» وحتی «یزید» قاتل حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) در بین بنی هاشم وشیعیان ، تا قرنها متداول بوده است.

مانند: معاویه بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب از بنی هاشم، معاویه بن صعصعه از شیعیان و اصحاب حضرت علی (علیه‌السلام)، معاویه بن سعید و معاویه بن صالح و معاویه بن میسره همگی از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام)، یزید بن معاویه بن عبدالله بن جعفر، یزید بن احنف و یزید بن جَبَله و یزید بن هانی از شیعیان و اصحاب حضرت علی (علیه‌السلام)، یزید بن لهبط و یزید بن حصین، یزید بن زیاد از شیعیان و اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) و از شهدای کربلا، یزید بن عثمان، یزید بن عمر از شیعیان و اصحاب امام رضا (علیه‌السلام) (رک: شیخ طوسی متوفی 460 ه ق: اختیار معرفه الرجال، سال 1404 ه ق، بعثت، قم و سید الخویی متوفی 1411 : معجم رجال الحدیث، 1413 ه ق).

ملاحظه می کنید که این اسامی، حتی در میان شیعیان همچون بسیاری از اسامی دیگر، رایج و متداول بوده است. آیا به استناد این نامگذاری ها می توان نتیجه گرفت. روابط «معاویه بن ابی سفیان» با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) و بنی هاشم وشیعیان آنها، بسیار حسنه بوده است وآنگاه کدام انسان ساده اندیش است که نتیجه بگیرد: «یزید بن معاویه» هیچ ظلم و جنایتی در حق خاندان پیامبر مرتکب نشده است و در قتل سید الشهداء حضرت امام حسین (علیه‌السلام) نقشی نداشته است.

پس این نامگذاری‌ها دلیل بر محبوبیت یزید بن معاویه نزد ائمه و شیعیان نمی باشد.

یامی بینیم که نام یکی از فرزندان امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) «عمرو» است .به طور قطع نمی توان گفت که این نامگذاری به خاطر محبت به«عمرو بن عبدود»آن مشرک ، ملحدی که در غزوه خندق به دست با کفایت امیرالمومنین علیه آلاف التحیة و الثناء به هلاکت رسید بوده است.

پس نامگذاری فرزندان حضرت علی (علیه‌السلام) به نام خلفای سه گانه را نمی توان دلیل بر محبت و دوستی حضرت علی (علیه‌السلام) با خلفا دانست. چرا که با بررسی تاریخی می توان دید که این نامگذاری‌ها دلایل دیگری دارد همان طور که ابوالفرج اصفهانی در مورد نامگذاری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرزندش را به نام عثمان چنین می نویسد که حضرت فرمودند:

«انما سميته باسم اخی عثمان بن مظعون» همانا من او را به اسم برادرم عثمان بن مظعون نامگذاری کردم (اصفهانی ابوالفرج علی بن الحسین متوفی 356، مقاتل الطالبیین، ج 1، ص 23)

باید دانست که فرهنگ و روابط اجتماعی در آن زمان با زمان و عصر ما تفاوتهایی داشت ،بطوری که حتی ازدواج و قرابت سببی را نمی توان در آن عصر دلیل بر روابط حسنه گذاشت. تا برسد به نامگذاری، در حالی که در عصر ما از نامگذاری می توان علاقه افراد را به مذهب، کشور، و اشخاص و ... قرار داد.

ثانیا: اسناد معتبری وجود دارد که وجود رابطه حسنه و دوستانه بین حضرت علی (علیه‌السلام) با خلفای سه گانه را به شدت انکار می نماید که ما به چند مورداز آنها اشاره می کنیم.

1 – قول عمربن الخطاب به عباس و حضرت علی (علیه‌السلام) که در حضور عده ای چنین گفت : ... قال فلما توفی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم قال ابوبکر انا ولی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فجئتما تطلب ميراثک من ابن أخيک و يطلب هذا ميراث امرأته من ابيها فقال ابوبکر :قال رسول الله صلی الله عليه وآله وسلم :ما نورث ما ترکناه صدقه. فرأيتماه کاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم انه لصادق بار راشد تابع للحق .ثم توفیّ ابوبکر وانا ولیّ رسول الله و ولیّ ابی بکر، فرأيتمانی کاذبا آثما غادرا خائنا» ...... سپس ابوبکر از دنیا رفت و من جانشین پیامبر و ابوبکر (در سرپرستی و زعامت شما) شدم؛ پس شما دو نفر، مرا(هم مانند ابوبکر) دروغگو، گناهکار، حیله گر وپیمان شکن می دانید. (مسلم نیشابوری متوفی 261 ، صحیح مسلم، ج 5، ص 152، دار الفکر بیروت.)

2 – عایشه دلیل امتناع حضرت علی (علیه‌السلام) از ملاقات با خلیفه دوم را چنین بازگو می کند.

«کراهية لمحضر عمر» به دلیل ناخوشایندی از حضور(در مجلس) عمر (البخاری متوفی 256 : صحیح بخاری، ج 5، ص 83، سال 1401 ه ق، دارالفکر)

3 – عمر در سفر شام به ابن عباس از حضرت علی (علیه‌السلام) شکایت می کند و چنین می گوید:

«اشکو اليک ابن عمّک، سألته أن يخرج معی فلم يفعل، ولم ازل اراه واجدا. فيم تظنّ موجدته؟» من از پسر عمویت به تو شکایت می کنم. از وی خواستم که با من به مسافرت بیاید ولی نپذیرفت: من پیوسته وی را نسبت به خود خشمگین و غضبناک می بینم. به نظر تو علت عصبانیت او چیست؟ (ابن ابی الحدید متوفی 656: ج 13. ص 78، چاپ 1387 ه ش، منشورات مکتبه مرعشی نجفی، قم)

4 – حضرت علی (علیه‌السلام) خطاب به ابوبکر می فرمایند:

«ولکن استبددت علینا بالامر وکنا نری لقرابتنا من رسول الله صلی الله عليه وآله وسلم نصيبا»

ولکن تو با استبداد وخودکامگی بر ما حکومت کردی و ما به خاطر قرابت با رسول خدا برای خود نصیبی می دیدیم (بخاری متوفی 256، صحیح بخاری، ج 5، ص 83)

اسناد فوق نشان می دهند که به هیچ وجه روابط بین حضرت علی (علیه‌السلام) وخلفا روابط دوستانه و محبت آمیزی نبوده است بلکه حضرت علی (علیه‌السلام) خلفا را گناهکار و دروغگو و مستبد می دانستند و از حضور در مجلس آنها کراهت داشتند. پس نمی توان نامگذاری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرزندان خود را به نام خلفا دلیل بر دوستی و محبت بین خلفا و امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) دانست در حالی که این همه دلایل و شواهد تاریخی بر تیره بودن روابط آنها دلالت می کند.