سوال : چگونه حضرت امیر المؤمنین (عليه السلام) با ازدواج ام کلثوم ،با قاتل همسرش -یعنی عمر بن الخطاب- راضی شد؟

جواب : در جواب این شبهه باید گفت که این قضیه را باید از دو جهت بررسی کرد.

1 – از جهت روایات اهل سنت.

2 – از جهت روایات شیعه.

اما آنچه از طریق اهل سنت در این زمینه وارد شده است دارای اشکالاتی است :

اولا: در میان کتب اهل سنت، کتبی که از اعتبار خاصی برخوردارند (مانند صحاح واکثر قریب به اتفاق مسانید و معاجم) نام و نشانی از کیفیت وقوع این تزویج ،یافت نمی شود. آیا می شود چنین واقعه ای که از اهمیت به سزائی در اثبات حسن روابط بین امیرالمومنین علیه السلام و خلفابرخوردار است، مورد غفلت یا تغافل قرار گیرد و به تفصیل در کتب صحاح آورده نشود؟!

ثانیا: در سایر کتب که این واقعه را از دو طریق (طریق اهل بیت، وطریق غیر ایشان) نقل کرده اند. حدیثی که خودشان اتفاق بر صحت سند آن داشته باشند، موجود نیست.

ثالثا: متن روایات موجود از اضطرابی عجیب و تعارضی سنگین در ذکر جوانب مختلف واقعه برخوردار است. مثلا در بعضی از این روایات نقل شده است که :محمد بن جعفر بن ابی طالب بعد از عمر با ام کلثوم ازدواج کرد در حالی که همین راویان گفته اند که: «عون و برادرش محمد در جنگ شوشتر شهید شدند». (ابن عبدالبرّ، متوفی 463: الإستیعاب، ج3، تحقیق علی محمد البحاوی، سال 1412 ه ق بیروت).

و حال آن که نبرد شوشتر در دوران خلافت عمر بوده است و تاریخ نگاران آن را بیان کرده اند (الطبری متوفی 310: تاریخ الطبری ج 3، ص 174، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت و ابن الاثیر متوفی 630 : الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 545، سال 1386، دار صدر، بیروت.)

اما آنچه از طریق شیعه وارد شده است به دو بخش تقسیم می شود:

1 – بزرگانی از شیعه که وقوع چنین ازدواجی را از اصل انکار کرده اند و معتقد به انجام گرفتن آن نمی باشند مانند شیخ مفید که می فرماید:

«إنّ الخبر الوارد بتزويج امیرالمؤمنين (عليه السلام) ابنته من عمر غير ثابت، و طريقه من زبير بن البکار و لم يکن موثوقا به فی النقل، کان متهما فيما يذکره ، و کان يبغض اميرالمؤمنين (عليه السلام)، و غير مامون فيما يدعيه علی بنی هاشم... و الحديث بنفسه مختلف، فتارة يروی: انّ اميرالمؤمنين (عليه السلام) تولی العقد له علی ابنته و تارة يروی انّ العباس تولی ذلک عنه و تارة يروی: انّه لم يقع العقد الا بعد وعيد من عمر و تهديد لبنی هاشم و تارة يروی أنه کان عن اختيار و ايثار و... و بدو هذا الإختلاف فيه يبطل الحديث، فلا يکون له تأثير علی حال».

خبری که می گوید امیرالمؤمنین (عليه السلام) دخترش را به عمر تزویج کرده؛ ثابت نیست. و این خبر از طریق زبیر بن بکار نقل شده و او نزد اهل تحقیق معروف است که مورد اطمینان و وثوق نیست و در آن چه نقل می کند، متهم است. او از کسانی است که بغض و کینه امیرالمؤمنین در دل اوست و در آن چه بر بنی هاشم ادعا می کند، رعایت امانت داری را نکرده و لذا مورد قبول و پذیرش نیست؛ و خودِ حدیث (عباراتش) مختلف و متضاد است. زیرا گاهی می گوید: خود امیرالمؤمنین (عليه السلام) تزویج دخترش با عمر را به عهده گرفت و گاهی می گوید: عباس (عموی حضرت) آن را بر عهده گرفت، گاهی می گوید: عقدی واقع نشده مگر با تهدید و ترساندن و وعید عمر نسبت به بنی هاشم و گاهی می گوید: عقد از روی اختیار و ایثار بوده. با وجود این اختلاف در روایت، حدیث باطل می شود، و به هر حال برای آن هیچ تاثیری نخواهد بود. (شیخ مفید متوفی 413: المسائل السرویه، ص 86 دار المفید، بیروت).

2 – عده زیادی از علمای شیعه معتقدند که این ازدواج نه از روی اختیار، بلکه از روی اجبار و اضطرار صورت گرفته. و شیخ کلینی احادیثی در این مورد آورده اند که دلالت بر تهدیدهای مکرر بنی هاشم از سوی عمر در صورت انجام نگرفتن این ازدواج می کند.

در روایتی آمده است: امام جعفر صادق (عليه السلام) در مورد ازدواج ام کلثوم فرمود: «إنّ ذلک فرج غُصبناه» این ناموسی است که از ما غصب شده است». (کلینی متوفی 329: الکافی، ج 5، ص 346، ح 1 و 2، سال 1367ش، دارالکتب الاسلامیة، طهران).

در روایت دیگری آمده است: امام صادق (عليه السلام) فرمود:

«لّما خطب إليه قال له أميرالمؤمنين (عليه السلام): إنها صبية. قال: فلقی العباس فقال له: مالی؟ أبی بأس؟ قال: و ما ذاک؟ قال: خطبت إلی ابن أخيک فردّنی، أما والله! لأعورنّ زمزم، و لأدع لکم مکرمة إلاّ هدمتها، و لأقيمنّ عليه شاهدَين بأنّه سرق، و لاقطعنّ يمينه. فأتاه العباس و سأله أن يجعل الأمر إليه. فجعله إليه». آن گاه که عمر به خواستگاری آمد، امیرمؤمنان علی (عليه السلام) به او فرمود: او دختربچه است. پس از آن، عمر، عباس را دید و به او گفت: چه شده؟ آیا من عیبی دارم؟ عباس گفت: چرا می پرسی؟ عمر گفت: از پسر برادرت، دخترش را خواستگاری کردم، او مرا رد کرد. به خدا سوگند! چشمه زمزم را پُر خواهم کرد، همه کرامت های شما را نابود خواهم ساخت و دو شاهد علیه علیّ اقامه می کنم که او دزدی کرده است و دستش را قطع خواهم کرد. عباس به نزد امیرمؤمنان علی (عليه السلام) آمد و او را از سخنان عمر آگاه کرد و از او خواست تا این موضوع را به او بسپارد، امام (عليه السلام) نیز پذیرفت». (کلینی متوفی 329: الکافی، ج 5، ص 346، ح 1 و 2، سال 1367ش، دارالکتب الاسلامیة، طهران).

بنابراین باید گفت بر اساس مدارک معتبر شیعی، ازدواج عمر با ام کلثوم – دختر علی بن ابی طالب علیهماالسلام– با میل و رغبت و رضایت آن حضرت و دخترشان صورت نپذیرفته و عمر بن الخطاب، این بار نیز چون همیشه، با تکیه بر قدرت، مقام خلافت و روشهای تهدید آمیزش، کار خویش را پیش برده است . جدیت او در انجام تهدیداتش نشان می داد که وی تا رسیدن به مقصود خویش از ارتکاب هیچ عملی فرو گذار نیست،زیرا پیوسته بر انجام آن سوگند یاد می کرد ، این نوع ستم و تعدی، از غم انگیزترین و دردناکترین جفاها بر خاندان وحی است.

چنان چه تاریخ نشان می دهد که عمر در ازدواج با عاتکه دختر زید نیز با تکیه بر قدرت، مقام خلافت وروشهای تهدید آمیز ،با اینکه عاتکه با این ازدواج راضی نبود ،با عاتکه ازدواج کرد. (محمد بن سعد،متوفای 230،الطبقات الکبری،ج 8،ص 265،دار صادر،بیروت) .

در اینجا مطلبی که باید به آن توجه کرد این است که همیشه ازدواج دلیل بر دوستی و محبت طرفین نیست بلکه ازدواج با انگیزه های مختلفی می تواند صورت پذیرد. مانند ازدواج غاصبانه حجاج بن یوسف ثقفی با دختر «عبدالله بن جعفر بن ابی طالب» که به منظور توهین به خاندان بنی هاشم ،مبادرت به غصب این ناموس هاشمی کرد . چنان که ابن جوزی محدث و فقیه اهل سنت در کتاب «اخبار النساء» می نویسد:

«حجاج بن یوسف که دختر عبدالله بن جعفر را به ازدواج خود درآورد، چون بر او وارد شد، دید اشک بر گونه هایش جاری است، گفت: چرا گریه می کنی؟ گفت: از شرافتی که خوار و حقیر شد و از پستی که بزرگی یافت. (ابن جوزی : اخبار النساء ص 65).

آیا پس از آن همه ظلم و جنایت حجاج بن یوسف ،نسبت به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و بنی هاشم می توان به استناد این ازدواج تجاهل کرد که روابط حجاج بن یوسف با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) دوستانه بوده و او مرتکب هیچ ظلم و جنایتی نسبت به آنها نشده است؟ پس به هیچ وجه این نامگذاریها و ازدواجها و ... در آن روزگار ،دلیلی بر حسن روابط بین اهل بیت علیهم السلام و مخالفین ،اعم از خلفا ودیگران نمی باشد .

  • اقتباس از کتاب شبهات فاطمی- آقای مجتبی عصیری